شرق به عنوان یک هویت فرهنگی مطبوعاتی در عصر اصلاحات به شمار می رود و تیراژ بالای این روزنامه مخاطبانی خاص را برای این مطبوعه فراهم آورد که پس از توقیف آن در 20 شهریور پارسال، مخاطبان آن در تعدادی از روزنامه های اصلاح طلب سرریز شدند و هر یک از خوانندگان این روزنامه محبوب به دنبال نام هایی در این روزنامه ها می گشتند.
نیاز به شرق از سوی روزنامه خوان ها موجب شد تا برخی سرمایه گذاران روزنامه شرق برای این که هم مخاطبان سرگردان شرق را جذب کنند و از سوی دیگر جلوی متفرق شدن روزنامه نگاران بیکار شده خود را بگیرند، با الیاس حضرتی مدیر مسئول روزنامه اعتماد وارد مذاکره شدند و سعی کردند بچه های شرق را به اعتماد ببرند و بسیاری را نیز بردند و برای این که این انتقال را به طرفداران شرق نشان دهند، در بیلبوردهای بزرگی که نیازمندی های شرق را دربزرگراه رسالت و صدر تبلیغ می کرد به جای شرق نوشتند "اعتماد" البته بعد از توقیف شرق تیراژ روزنامه اعتماد ملی از دیگر روزنامه های اصلاح طلب بیشتر بالا رفت و زمانی که بخشی از کادر شرق به اعتماد رفتند رقابت دو روزنامه نسبتا همنام وارد عرصه جدیدی شد.
اما این اتفاق نتوانست کارکرد شرق را باز تولید کند اما بالاخره بخشی از مخاطبان شرق را جذب کرد و بخشی از آن ها نیز جذب اعتماد ملی شدند و بقیه هم به جز آنهایی که سرخورده شدند مشتری دیگر روزنامه های اصلاح طلب شدند.
این روند ادامه داشت تا این که روزنامه شرق و هم میهن از توقیف خارج شدند و مدیران مسئول، تصمیم به انتشار آن گرفتند. این در شرایطی بود که بچه های شرق نیز هر یک، در روزنامه های مختلف مشغول به کار شده بودند و برخی نیز منتظر باز شدن شرق مانده بودند.
همان طور که می دانیدروزنامه شرق مستظهر به پشتیبانی کارگزاران بود و عطریانفر یکی از سرمایه گذاران عمده آن به شمار می رفت و از سوی دیگر روزنامه رسمی کارگزاران نیز نتوانسته بود به جایگاه لازم دست یابد لذا غلامحسین کرباسچی نیز مصمم شد که هم میهن را دوباره منتشر سازد و از آن جایی که میان خدا بخش و عطریانفر(سرمایه گذاران شرق) برای انتشار دوباره روزنامه شرق در مورد مدیریت محتوا اختلاف ایجاد شده بود. فضا برای کرباسچی و عطریانفر که سابقه یک همکاری نوستالژیک و طولانی را در روزنامه همشهری در کارنامه خود داشتند ایجاد شد و این زوج به این باور رسیدند که جمع شدن دوباره آن ها می تواند امید آن ها را برای انتشار یک روزنامه که موفقیت همشهری را تکرار کند، افزایش دهد. هرچند جای احمد ستاری در میان آنها خالی بود. اما آنها در این مورد نگرانی نداشتند چرا که محمد قوچانی جوان، با پشتوانه روزنامه ای به نام شرق بخوبی می توانست جای ستاری را به عنوان سردبیر پر کند.
بالاخره نوستالژی همشهری و اختلافات عطریانفر وخدابخش کار خود را کرد و عطریانفر و قوچانی قید نام و هویت فرهنگی مطبوعاتی شرق را زدند و بر آن شدند که به جای شرق، روزنامه هم میهن را منتشر سازند. چرا که احتمالا معتقدند که هویت شرق برخاسته از اندیشه روزنامه نگارانی است که در آن قلم می زدند. از این رو سعی کردند بچه های شرق را در هم میهن گرد هم آورند.
و اما بچه های شرق
پس از توقیف شرق، بچه های تحریریه تا مدتی به امید گشایش، در انتظار ماندند، اما شرق از توقیف نرهید و همان طور که گفته شد، عده ای از آنها به اعتماد و برخی به اعتماد ملی، تعدادی به آینده نو و کارگزاران و..... رفتند و برخی نیز در انتظار طلوع دوباره شرق ماندند.
هرچند بسیاری از بچه های شرق به اعتماد رفتند و کارهای تبلیغی غیرمستقیمی نیز در مورد آن صورت گرفت اما اعتماد نتوانست آن طور که باید جایگاه شرق را میان مخاطبان کسب کند، اماانصافا روزنامه خیلی تغییر کرد و بسیاری از کسانی که دنبال اندیشه هایی از جنس شرق بودند آن را می خواندند.
با رفع توقیف شرق و هم میهن و اختلافات سرمایه گذاران شرق وتصمیم آن ها مبنی بر انتشار هر دو روزنامه، اولین ضربه را روزنامه اعتماد خورد. چرا که غالب بچه های تحریریه آن که از شرق آمده بودند، عزم رفتن کردند، اما کجا باید می رفتند، به شرق؟ اماکدام شرق؟
سردبیر شرق و معاونانش که در تیم عطریانفر بودند، این کار را نکردند، چون آن ها دیگر دنبال شرق نبودند وشاید خود را در زمره جوهره شرق می دانستند آنها از همشهری آیتک با هم بودند لذا تصمیم به ادامه همکاری با عطریانفرگرفتند.اما همه بچه های آیتک با آن ها نیامدند ولی بسیاری از بچه های شرق کلاسیک به هم میهن پیوستند.
و اما در مورد گرایش هم میهن باید گفت از آن جایی که کرباسچی و عطریانفر، در زمره اعضای کلیدی کارگزاران به شمار می روند به نظر می رسد پر رنگ کردن هویت کارگزارانی شرق در قالب هم میهن به عنوان مانیفست این روزنامه تعریف شده باشد و به زبان دیگر بخش اعتدالی روزنامه شرق هم میهن را منتشر می کند.
اما آنهایی که در شرق ماندند، کسانی هستند که هویت شرق برای آنها مهمتر از جوهره کارگزارانی آن است و به نظر می رسد گرایش غالب در شرق جدید بسان گرایش شرق کلاسیک منهای گرایش های کارگزارانی آن باشد و اگر چنین باشد بایستی شرق را از نظر نیرو های فکری تریبون جریان چپ و نهضت آزادی و ..... تعریف کرد.هر چند سرمایه گذاران آن چنین تعریفی از شرق جدید نداشته باشند.
و اما آنهایی که از شرق به اعتماد رفتند و هم اکنون هم در اعتماد مانده اند البته این نیروهای وفا دار به اعتماد بیشتر به عنوان بدنه شرق مطرح اند تا دبیران لذا باید دید تا کی باالیاس حضرتی ودکتر بهزادی همکاری خواهند کرد و آیا خواهند توانست با بحران نیروهای فکری که برای اعتماد پیش آمده است آیا دراین رقابت سخت پایدار باقی خواهند ماند.
به هر حال امروز سه روزنامه با هویت شرق در حال انتشار است و هر سه روزنامه مدعی اندیشه های روزنامه شرق هستند و البته واضح و مبرهن است که هر یک باید بتوانند ثابت کنند که شرق هستند. اما واقعاً شرق کجاست و قلم زنان شرق کجا هستند؟ وآیا شرق جدید می تواند شرق کلاسیک را باز تولید کند؟
هرچند مخاطبان شرق در یک سر گردانی عجیب گرفتار آمده اندوحیران مانده اند که باید کدام یک از سه روزنامه هم میهن اعتماد وشرق را بخوانند.
شاید پاسخ به این پرسش را این گونه الکن بتوان داد که اگر ما گرایش های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را به عنوان ملاک در نظر داشته باشیم. باید گفت آن هایی که اخبار سیاسی شرق را پیگیری می کردند باید بدانند که 70، 80 درصد بچه های سرویس سیاسی شرق، در هم میهن قلم می زنند، اما آنهایی که دنبال نگاه اقتصادی شرق بودند، هنوز هم می توانند شرق بخوانند چرا که بچه های اقتصادی شرق در شرق ماندند.
می ماند نگرش فرهنگی وسایر موضوع ها که در این مورد باید گفت نیروهای تحریریه قدیمی شرق، میان شرق و هم میهن تقسیم شده اند. هر چند بخشی از بدنه و تحریریه قدیمی شرق در اعتماد حضور دارند و هنوز ردپایی از شرق در این روزنامه وجود دارد اما احتمالاً باید شرق کلاسیک را در هم میهن و شرق جدید جست و جو کرد.
البته کسانی که استراتژی شرق و نگرش مجموعه ای آن را می پسندند باید هم میهن را دنبال کنند چرا که زوج قوچانی و عطریانفر در هم میهن حضور دارند.
به هر حال آن چه مسلم است امروز سه روزنامه مدعی هویت فرهنگی مطبوعاتی شرق هستند و قطعاً هر یک به طور جداگانه باید بتوانند این هویت را برای مخاطبان خود اثبات کنند و طبعاً در این میان حداقل میان شرق و هم میهن رقابتی سخت شکل گرفته و این رقابت روز به روز گسترش نیز خواهد یافت و قطعاً اعتماد نیز سعی خواهد کرد مشی کنونی را با حداقل نیروهایی که برایش مانده است ادامه دهد چرا که هم مدعی نام اعتماد به عنوان رقیب اعتماد ملی است و هم می خواهد خود را به عنوان اعتمادی با اندیشه و مخاطبان شرق حفظ کند. هر چند در دراز مدت باید دید، کدامیک از این سه روزنامه خواهند توانست تیراژ خود را بالاتر از همه نگه دارند و از سوی دیگر این که آیا شرق توانسته با صدور نیروهای کیفی خود سه روزنامه تراز اول را وارد بازار مطبوعات و اندیشه کند و یا این که این عمل و توزیع نیروهای آن به منزله فروپاشی انسجام روزنامه ای بود که شرق نامیده می شد و بایدتنها با نوستالژی تاریخی آن دلخوش بود. به هر حال برای همه همکاران خوبم در هر سه روزنامه آرزوی موفقیت داریم.
نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت
10:5 توسط اسماعیل آزادی| |
