تبليغاتX
وب قلم
سیالان چیست ؟روستایی در آشیانه عقاب است ؟ آیا سیالان نام کتابی است؟سیالان جمع سیال است ؟یا قلم سیالی است که ذهن را به دنبال خود به آن جایی می برد که می خواهد .

با سیالان می توان سیال بود  سیالان برای من سیاحتی ذهنی است که من و تو را از قلعه نشسته بر قله کوهی بلندبه دل تاریخ می برد. بر قله می توان نشست و زیر دست را تا دور دست نظاره کرد اما در سیالان با  نشستن بر قله دور دست تاریخ را نظاره می کنی خود را در کنار حسن صباح می یابی وشاهد به قربانگاه رفتن فداییانی می شوی که بنیانگذار فدایی گری  و مقاومت زیر زمینی سازمان یافته بوده اند

...و شاهرود که تورا سوار بر امواج کف آلودش به سوی دریا به آن سوی آشیانه عقاب  می برد وچون اژدهایی خروشان در خط القعر دیار عقاب ناراضی  دیواره کوه ها را در می نوردد وچون بر آستان و درگاه آدم های هرانک و سیالان  می رسد چون قویی آرام و بی ادعا  بر شالیزار ها جاری می شود تا تن تشنه برنجزارها وگندمزارها را به حرمت انسان سیراب سازد.

ذهن سیال راقم سطور سیالان   بدون آن که بدانی تورا به سفری مجازی به باغ هایی می برد  که  حواریون حسن صباح تصویر می کردند اما نمی دانم چرا در این باغ کسی نیست  فقط گل و ریاحین ومیوه های بهشتی است  از حوریان  و حشاشیون هم  خبری  نیست اما حافظ وسهراب هستند از باغبان پیر هم نشانی نیست که باغ را نوازش کند اگر می بود چه مصفا می نمود. شاید  باغبانش پدر بود که دیگر نبود  او در باغی دیگر بود  اما باغ  بی باغبان به عشق بی معشوق می ماند  .

در این کتاب    آدم های خانه های کاهگلی و  آداب سیالان به سر رسیده اند و فقط با سیالیت ذهن می توان دیدشان  . اما آیا می توانیم درکشان کنیم ؟

از این خانه های کاهگلی چه بوی نان تازه ای می آید!

سیالان را دوست خوبم آقای علی رشوند نوشته اند  که انتشارات روز بهان آن را چاپ کرده است

اما نمی دانم چرا جای هرانک که خانه اوست در آن خالی است

  شاید سیالان نمادی از هرانک باشد

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 12:13 توسط اسماعیل آزادی| |
نه ماه  به انتخابات ریاست جمهوری مانده و به نظر می رسد نطفه نامزد های دهمین دوره ریاست جمهوری در رحم های مجازی بسته شده است .

اکنون سیستم سیاسی کشور آبستن جنینی هایی است که پسر عمو های سیاسی  وابسته به حاکمیت نقش پدری آن ها را ایفا می کنند و هر یک از آنهانیز به دنبال آنند که والد ولیعهد  جمهوری اسلامی  باشند
این در حالی است که اصلاح طلبان که عمو بودند حتی نتوانستند پسر عمویی خود را ثابت کنند در زمره رانده شدگان قبیله قدرت  به شمار رفتند و رانده درگاه شدند و لیدر آنها نیز به هزارو یک دلیل صرافتی برای حضور در این عرصه را ندارد هر چنددر برخی موارد به نظر می رسد که نگرانی او بی مورد هم نیست .
 البته باید توجه کرد که در این وادی  شیخ اصلاحات در حال زدن خیمه انتخابات درخارج از اردوگاه است و امید بی ثمری  نیز به حمایت اصلاح طلبان و مردم دارد و هر چه دوستان او نهی می کنند او را باکی نیست و شیخ راه خود می رود.
به هر حال در  اردوگاه اصلاح طلبان آتش پر هیمه ای برای انتخابات ریاست جمهوری نیست ودر زمانه مطلوبیت کت وشلواری ها نامزد کت و شلواری که بتواند جایگزین خاتمی شود وجود ندارد  و بد تر از همه این که اگر در این شرایط  خیمه های چند گانه انتخابات نیز در این اردوگاه بر پا شود  باید به طور کلی قید هرگونه  امید ی را در عرصه  انتخابات ریاست جمهوری زد .
در چنین شرایطی باید منتظر رقابت رقیبان نشست اما این که در اردوگاه پسر عمو ها چه اتفاقی می افتد باید گفت یا به زبان دیگر پیش بینی می شود که :
۱- لاریجانی و حداد عادل هیچ کدام برای ریاست جمهوری نامزد نشوند.زیرا حداد که جایگاهی ندارد و از سوی دیگر لاریجانی نیز احساس می کند اگر در مسند ریاست مجلس  باشد وکارنامه خوبی ارایه دهد در دوره بعد با مقبولیت و تجربه بیشتری خواهد آمد و احتمال موفقیتش نیز به مراتب بیشتر خواهد بود
۲- احتمال نامزدی دکتر ولایتی نیز کم است زیرا گرایش ولایتی به هاشمی  صبغه مطلوبی برای او به شمار نمی رود و از سوی دیگرپسر عمو ها بخوبی می دانند که تکثر در نامزدها به نفعشان نیست .
۳-حاکمیت در این دوره مانند دوره قبل از احمدی نژاد حمایت نخواهد کرد .
۴-اگر فرد دیگری هم نامزد شود طرفی نخواهد بست از این رو قالیباف گزینه نهایی پسر عمو ها خواهد بود .
 
به هر حال اصلاح طلبان در این دوره از انتخابات باید به نکته توجه کنندکه ساختار قدرت به این سادگی ها حاضر نخواهد بود برنامه ریزی ۸ساله خود را  در مورد اداره کشور و ریاست جمهوری تغییردهد از این رو باید بتوانند نامزد پر قدرت و رای آوری را برای انتخابات معرفی کنند اما نکته مهم این است که دوره حمایت حاکمیت از احمدی نژاد سپری شده است زیرا  کارنامه پوپولیستی او  چه در عرصه بین المللی و چه در عرصه های داخلی چنگی به دل که نزد هیچ  مخالفان فراوانی نیز داشته و دارد و از سوی دیگر دولت بی ثبات نهم با بسیاری سخنان و سیاست ها حساسیت  علما و لابی های قدرت را نیز برانگیخته  است  از این رو به نظر می رسد که  قالیباف تنها کسی است که می تواند  برنامه های ۸ ساله حاکمیت را به گونه ای عملیاتی کند که خیال ساختار قدرت هم راحت باشد  از این رو  این سردار و خلبان خوش تیپ و اصلاح طلب اصولگرا ولیعهد امروز جمهوری اسلامی به شمار می رود زیرا  به دلیل عملکرد نسبتا موفقی که در نیروی انتظامی و شهرداری تهران  داشته و مهمتر از آن بیشتر پسر عمو ها او را به احمدی نژاد ترجیح می دهند از این رو  حاکمیت نیز به قالیباف گرایش مثبت نشان خواهد داد که برگ برنده قالیباف در انتخابات آتی ریاست جمهوری  است .
به اضافه این که در زمینه اجتماعی نیز اگر قرار باشد طبقه متوسط اجتماعی بین قالیباف و احمدی نژاد یکی را انتخاب کند احمدی نژاد به دلیل اقدامات کینه توزانه ای که نسبت به این طبقه از خود  نشان داده کوچکترین شانسی نخواهد داشت و از سوی دیگربه نظر می رسد  اگر اصلاح طلبان نتوانند نامزد رای آوری را معرفی کنند بعید نخواهد بود برای انتخاب نشدن احمدی نژاد اگر به شکل مستقیم هم نباشد به طور تلویحی از قالیباف  حمایت کنند از این رو  در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری شانس قالیباف به مراتب  از رقیبش بیشتر  خواهد بود و در چنین شرایطی  است که شاهین قدرت بر دوش او  خواهد نشست .
به هر حال  پیش بینی می شودکه اگر خاتمی نیاید دست ما کوتاه و خرما بر نخیل و  شرایط بدین سان پیش خواهد رفت و حاکمیت نیز  قطعا برای پیشبرد این هدف مشگلی نخواهد داشت زیرا برای آنها نیز ا شرایط جدیدبه مراتب مطلوب تر از شرایط کنونی خواهد بود.
 
با عرض پوزش از دوستان !! این پست و کامنت های آن به طور ناخواسته خذف شدند اما مطلب را در کامپیوتر داشتم آن را باز نگاری کردم اما متاسفانه کامنت ها پریدند.
نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:16 توسط اسماعیل آزادی| |

حس های کودکانه پاکترین وصادقانه ترین حس های ما آدم بزرگ هاست  ولی مابا نگاهی بزرگانه وحسابگر با زندگی برخورد می کنیم

حس کودکانه ،همه زیبایی ها را دوست دارد وبدی ها را بر نمی تابد شاید اگرما آدم ها می توانستیم فارغ از حسابگری های فردی وسیاسی با حسی کودکانه با آدمها برخورد کنیم چقدر می توانستیم از زندگی و زیبایی های روح کودکانه آدمها لذت ببریم وعاشق آنها باشیم وهمه را دوست بداریم هر چند اساس تمدن امروزی بر حسابگری است اما من کسانی را دیده ام که  آدمهای اطرافشان را دوست دارند وحتی نسبت به آنها احساس مسولیت می کنند اما این آدم ها همیشه در حاشیه قرار دارند

یکی از رنج هایی که من از رفتن پدرم احساس می کنم خالی شدن خانواده و فامیل ما از عشقی است که پدرم بی ریا نسبت به همه داشت واین حس و عشق را در همه جاری می کرد و باز خورد عشقش را نیز می گرفت .مدتی است در به در به دنبال آن عشق  سرگشته ام

تازگی ها دریافته ام که آدمها در هر جایگاه وشرایطی باشند همیشه شرمنده عشق می شوند عشق مطلق  و عشق به آدمها همه را شیفته می کند حتی وقتی پای عشق به میان آید دیکتاتور ها هم زانو خواهند زد.

این عشق حتی در آجر و آهن و بتن هم می تواند نفوذ کند بنایی مهندسی که در آن عشق وجود نداشته باشد سازه ای بیش نیست اما بنایی که معمار آن عاشق است و به  آدمها عشق می ورزد حسی را می آفریند که همه و در همه جای این جهان پهناور آن را ستایش خواهند کرد .

آدم های مکانیکی امروز بیش از همه وقت نیازمند بیدار کردن حس پاک کودکانه خودند حسی که جوهر انسان است و نفرت وحسادت جایی در آن ندارد. این معنامانند آن حس برتری است که سرخ پوستان ، در هنگام گرسنگی نسبت به شکار خود ابراز می کنند و ما آن را در فیلم ها  دیده ایم  این حس را بخوبی می توان در تصاویری که در تخت جمشید روی سنگ نبشته ها نقش بسته است دید.

ما به کجا میرویم

نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 13:33 توسط اسماعیل آزادی| |


همبستگي اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در انتخابات  هيات مديره و بازرسان انجمن با ركورد شكني همراه بود ركوردي كه در كمتر و شايد هيچيك از مجامع صنفي رخ نداده باشد. هر چند اگر صد متر آخر را هم دويده بوديم مجمع عمومي فوق العاده هم به حد نصاب مي رسيد ، اساسنامه هم اصلاح مي شد...

 در آخرين روز مرداد ماه امسال بيش از 930 نفر از اعضاي انجمن در سالن اصلي حسينه ارشاد گرد هم آمدند تا چراغ تنها خانه اميدشان روشن بماند.

خيلي ها آمده بودند بسياري هم برگه وكالت دوستان خود را در دست داشتند اين اضطراب كه نكند اين بار هم به حد نصاب نرسيم در چهره بچه ها كاملا نمايان بود  وقتي مزروعي از بلند گوي سالن رسيدن به حد نصاب و رسميت جلسه را اعلام كرد همه نفس راحتي كشيدند و خيلي ها به هم تبريك گفتند .انرژي مثبت بچه ها فضاي حسينيه ارشاد را به محيطي تبديل كرده بود كه حاضران از بودن در كنار هم وهمبستگي اي كه جواب داده بوده مسرور بودند . 31 مرداد روز خلق نوستالژي با شكوهي بود كه ياد وخاطره آن در تاريخ مطبوعات ايران ماندگار خواهد بود روزنامه نگاران كه مدت ها بود شاهد خبر خوشي در عرصه مطبوعات نبودند خود خالق خبري شدند كه بوي پيروزي بخوبي آز آن به مشام مي رسد.31 مرداد روز ماندن ،روز بودن و روز حقانيت حرفه اي است كه دغدغه ايران وايرانيان در راس هرم اهدافش مي درخشد.

در اين پنجشنبه ماندني روزنامه نگاران فارغ از ديدگاه هاي سياسي شان ، آمده بودند تا نشان دهند هويت صنفي انجمن ، مهمتر از بازي هاي سياسي وحزبي است . سي ويكمين روز مرداد ماه روز همبستگي قلم براي قلم بود. در اين روز ديدن چهره همكاران مطبوعاتيمان كه در روزنامه هاي مخالف انجمن كار مي كنند ،اشك را در چشمان خيلي ها جاري كرد چرا كه آنها فقط براي روشن ماندن چراغ خانه اي آمده بودند كه خانه همه ماست.

به هر حال بايد اين پيروزي را به همه روزنامه نگاران تبريك گفت و از سوي ديگر از همه دوستاني كه اين فرآيند را با تلاش بسيار مديريت كردند تشكر كرد .

آتش چراغ خانه قلم جاودان.

نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 11:58 توسط اسماعیل آزادی| |