تبليغاتX
وب قلم

پس از دستور  احمدی نژاد مبنی بر واگذاری تیم های استقلال و پرسپولیس به بخش خصوصی  که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری انجام شد

محافل سیاسی و حتی ورزشی نگران فشار به افشین قطبی برای حمایت از احمدی نژاد هستند.

این نگرانی ها از آنجا ناشی می شود که فدراسیون فوتبال از  دو سال پیش به این سو تصمیمات سیاسی را جایگزین تصمیمات کارشناسی و فوتبالی کرده است. هر چند برکناری دادکان در 4سال پیش نیز بر اساس یک دیگاه سیاسی صورت گرفت و اکنون نیز واگذاری دو تیم محبوب پایتخت به بخش خصوصی در راستای بهره برداری از محبوبیت این دو تیم به نفع کاندیداتوری احمدی نژاد صورت گرفته  از این رو نگرانی محافل سیاسی و ورزشی از استفاده تبلیغاتی از محبوبیت افشین قطبی امری قابل درک به شمار می رود. هر چند قطبی زیرک تر از آن است که محبوبیت خود را قربانی اهداف سیاسی تبلیغاتی کند.

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 9:40 توسط اسماعیل آزادی| |

امروز دخترم از نمايشگاه كتاب  داستان" 24 ساعت خواب و بيداري " صمد بهرنگي را خريده بود اين از معدود داستان هاي صمد بود كه نخوانده بودم كه  با جاني شيفته به ساعتي آن را خواندم.

اين داستان بخوبي فضاي طبقاتي جامعه تهران 40 سال پيش را از زبان يك كودك خياباني  تصوير مي كند داستان به لحاظ تصوير سازي فوق العاده است.

داستان را كه مي خواندم بخوبي مي توانستم كينه يك كودك خياباني راكه با پدرش شب ها روي يك گاري دستي مي خوابيدند  نسبت به طبقات مرفه شهري آن روزها  درك كنم  در بخشي از داستان كه كودك در تصورش مي خواهد آتش مسلسل اسباب بازي را به روي  آن پدري كه اسباب بازي مورد علاقه او را براي دخترش خريده بگشايد بخوبي مي توان فضاي اجتماعي آن دوران  روشنفكران چپي را كه به سوي جنگ مسلحانه مي رفتند درك  كرد  .

امروزه براي جوانان اين نسل اصلا قابل درك نيست كه كسي حاضر باشد بدون وعده بهشت و انگيزه هاي مذهبي  براي مردمي كه قرباني سرمايه داري نصوير شده اند بميرد امروز حتي كسي حاضر نيست براي ظلمي كه به مردم مي شود حتي تب كند  چه برسد به اين كه بميرد.

 فارغ از درست ويا غلط بودن  چنين تصوير دو قطبي از جهان و جامعه آن روز ايران وجود چنين  فضا و ادبياتي است كه چنان جسارتي  به مبارزان آن دوران مي داد كه فردي مانند گلسرخي  در تلوزيون شاه  آن گونه حماسي از مبارزه براي مردم سخن مي گويد

آيا امروز هم كسي حاضر است براي ايماانش  به يك انديشه يا يك مانيفست فلسفي بميرد.هر چند دوران  نگاه حماسي به فرايند هاي  اجتماعي وسياسي سپري شده اما متاسفانه امروز بحث اين نيست كه چرا كسي حاضر نيست براي يك انديشه اجتماعي  بميرد حتي اين بحث هم مطرح نيست كه چرا نسل جوان امروز حاضر نيست در ايجاد جنبش هاي اجتماعي بسيار مسالمت جو  و حتي درحد يك جنبش انتخاباتي ايفاي نقش كند  به اعتقا د نگارنده  پرسش اساسي  اين است كه چرا نسل جوان ما تا اين حد لذت طلبا نه   و خودخواهانه  به جامعه خود نگاه مي كند  ونسبت به اتفاقاتي كه در جامعه  او وعرصه سياست مي افتد بي تفاوت مي گذرد هر چندجوابش را يافته ام و آن اين كه نسل من با يك نگاه مسوولانه نسبت به جامعه خود نگاه مي كرد اما  از يك نگاه مسئول فرد گرايانه غافل شد ولي نسل امروز با نگرشي فردگرايانه  به دنيا نگاه مي كند اما از جامعه خود غافل شده است  اين اتفاقي است كه در دونسل افتاده است  بدين معنا كه ما  نسل  رومي روم بوديم  و نسل جديد  نسل  زنگي زنگ.

نمي دانم ..  شايد نسل بعد  بتواند به اين درك برسد كه كه نگاه فردي و نگاه  اجتماعي دو روي سكه  زندگي  انسان امروزي است  اگر بتواند مي تواند نگاهي  عادلانه  نسبت به خود  وجامعه اش داشته باشد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 1:9 توسط اسماعیل آزادی| |
محسن رضایی هم نامزد شد

با آمدن محسن رضایی به عرصه انتخابات ریاست جمهوری شکست احمدی نژاد در این انتخابات قطعی شد زیرا وی بسیاری از آرا جناح راست و منتقدین احمدی نژاد را به خود اختصاص خواهد داد.

نکته دیگر که براحتی می توان شکست احمدی نژاد را قطعی دانست این است که علاوه بر محسن رضایی سایر نامزدها یعنی کروبی و موسوی نیز بخشی از ارای احمدی نژاد را به حساب خود واریز خواهند کرد.

در بیان این تحلیل باید گفت:

این که محسن رضایی بخشی از آرائ احمدی نژآد را به خود اختصاص دهد امری کاملا طبیعی است زیرا آرائ

منتقد ان دولت نهم در زمره آرائ سرگردانی به شمار می رفتند که امکان واریز آن به حساب احمدی نژاد بسیار زیاد بود اما با آمدن محسن رضایی تکلیف آن روشن شد.

و اما درمورد کروبی باید گفت :با توجه به بحث پرداخت یارانه های نقدی 50 هزار تومانی که مهدی کروبی  در دوره قبل مطرح کرده بود و سطوح اجتماعی فرودست جامعه از آن استقبال کردند و این سطوح در زمره پایگاه اجتماعی احمدی نژاد نیز به شمار می رود بخش وسیعی از این آراء که آرائ مشترک این دو به شمار می رود نیز به حساب کروبی ریخته خواهد شد.

 در مورد مهندس موسوی نیز باید گفت: با توجه به اعتبار ی که مهندس موسوی  به عنوان نخست وزیر موفق دوران جنگ دارد و اعتماد بی نظیری که همواره امام خمینی از ایشان به عمل می آوردند   و از سوی دیگر ایشان در زمره نیرو های اسطوره ای انقلاب به شمار می رود  بخش قابل توجهی از نیروهای اصیل جناح راست که در دوره قبل به احمدی نژاد رای دادند این بار به مهندس موسوی رای خواهند داد و احمدی نژاد در این حوزه نیز دچار ریزش آرا خواهد شد.

به عنوان جمعبندی باید گفت:با توجه به پراکنده شدن آرائ احمدی نژاد به نظر می رسد  باید وی را از هم اکنون  شکست خورده انتخابات دهم  تلقی کرد و حتی این امکان وجود دارد که احمدی نژاد در همان دور اول شکست خورده و به دوره دوم نیز نرسد.

این جاست که می توان به تحلیل درست آقای کروبی برای ماندن در عرصه انتخابات آفرین گفت.

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:28 توسط اسماعیل آزادی| |
قرن هاست که شاعران  ادبا و اهالی قلم و معرفت روی این معنا که حضرت حافظ می فرماید:


یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور


قلمفرسایی کرده و سخن رانده اند اما کارگردان سریال یوسف پیامبر اجازه نداد یوسف به کنعان باز گردد و یعقوب را به دیدار یوسف  در تپس فراخواند در واقع 


یعقوب گم کرده به تپس آمد غم مخور


اگر وزن شعر  و حتی تاریخ به هم می ریزد بگذارید به حساب کرامات کارگردان

نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:32 توسط اسماعیل آزادی| |
سلحشور کارگردان فیلم یوسف پیامبرگفته: ساخت فیلم انتخاباتی "هنرفروشی" است
او گغته که هنر و ارزش و شخصیتم (!!)را به این اندازه حقیر نمی‌دانم که از آن در جهت سیاسی استفاده کنم. این کار به عقیده من هنرفروشی است. من با تمام علاقه‌ای که به شخص آقای احمدی‌نژاد دارم، دوست ندارم در این ارتباط فیلمی بسازم.

بعضی وقت ها برخی آدم ها حرف هایی می زنند که مرغ پخته خنده اش می گیرد!
این آقا یک فیلم ساخته که سراسر آن تبلیغ و مشابه سازی فعالیت های احمدی نژاد است .
سفرهای استانی یوزارسیو را به یاد بیاورید توزیع گندم یارانه ای عزیز مصر را ببینید 
حضرت آقای سلحشور به دنبال مقدس سازی و مقایسه احمدی نژاد با یوسف پیامبر است آن هم قیاسی
مع الفارغ و دیدیم که طرفداران او هم ذوق کردند و گفتند که یوسف ما فقط زیبا نیست!

این آقا میلیاردها تومان پول این ملت را خرج تبلیغ مستقیم احمدی نژاد کرده و در ماه ها متمادی به خورد مردم می دهد و با پر رو یی می گوید"ساخت فیلم انتخاباتی "هنرفروشی" است"
در  این جا به ایشان باید گفت :اگر بنا به هنر فروشی با شد  شما هنر فروش گران فروشید زیرا کسانی که برای نامزدها فیلم تبلیغاتی می سازند غالبا این کار را به طور افتخاری انجام می دهند اما شما علاوه بر این که پول فراوانی گرفتید تاریخ را نیز تحریف کرده اید .
حرف های ایشان و جا نماز آب کشیدن او آدم را یاد حرف های مایلی کهن می اندازد که هر چه از دهانش در می آید می گوید و دیگران را متهم  به فساد  بی ادبی و.... کرده و خود را پاک ترین آدم دنیا تصویر می کند.
به این آقایان باید گفت : ادبیات دری  با ادبیات در یده فرق می کند.
نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 10:29 توسط اسماعیل آزادی| |


 

حد اقل سن رای دهندگان در انتخابات شناور است مانند نرخ ارز  شاید هم مانند یک  قهرمان شنا

اول این حد اقل 18 سال بود مجلس آن را به 15 سال کاهش داد

مجلس بعد آمد وآن تصمیم را اشتباه دانست و دوباره آن را به 18 سال افزایش داد

دولت  کنونی بار دیگر از مجلس خواست که بار دیگر سن رای دهندگان را کاهش دهد

معلوم نیست اینجا چه خبره

بالاخره  15 یا 18

طرفداران 15 سالگی می گویند 15 ساله ها بالغند به بلوغ فکری رسیده اند

مخالفان 15 سالگی می گویند ممکن است بالغ باشند اما به بلوغ فکری نرسیده اند

اما آنچه مسلم است این که آقایانی که بر 15 سالگی تاکید می کنند یک نگاه ابزاری به نوجوانان دارند ودر روزهای انتخابات هندوانه الکی زیر بغل انها می گذارند وقتی انتخاب شدند به این باور می رسند که نه تنها نوجوانان بلکه ملت هم به بلوغ فکری نرسیده اند از این رو با نظارت استصوابی حق انتخاب را از آنها می گیرند 

یک ضرب المثل ایرانی می گوید قربون برم خدارو  یک بوم و دو هوا رو

 

شما فکر می کنید بالخره این جوون ما کی بالغ میشه؟

نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 15:52 توسط اسماعیل آزادی| |
کرباسچی در پاسخ به این شعار احمدی نژاد که به هر ایرانی بین 50 تا 70 هزار تومان بطور ماهانه پرداخت می کنم گفته که اگر احمدی نژاد می خواست این رقم را پرداخت کند در همین دوره پرداخت کرده بود!

ظریفی می گفت : مگه این بابا در دوره اول به کدام یک از وعده هاش عمل کرد که بخواد به این یکی عمل کنه

هر چند در کینه او نسبت به طبقه متوسط شکی نیست و  او به دنبال خلق یک طبقه متوسط وابسته و بی سواد است و در حذف حقوق این طبقه تا می توانسته تلاش کرده اما در مورد فرودستان به جز اقدامات تحقیر آمیز اقدام دیگری انجام نداده است .

او با سیاست هایش در مورد مسکن کاری کرد که عمرا نه تنها فرودستان بلکه طبقه متوسط شهری هم دیگر توان خانه دار شدن را نخواهد داشت تورم در بخش های دیگر بماند

فقیری می گفت : ما را به خیر تو امید نیست  شر مرسان این بوی گند نفت که سر سفره ما امده  نون مارا نفتی کرده که دیگه نمیشه خورد

نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:18 توسط اسماعیل آزادی| |
در نقطه صفر مرزيمحوطه نقطه صفر مرزي ، گمرك و مرز باني اسلام قلعه افغانستان چند گروه پرسه مي زدند تعدادي بودند كه با يك گاري دستي چمدانهاي مسافران  را تا گمرك حمل و كرايه اي مي گرفتند گروه دوم افرادي بودند كه پول ايراني را به افغاني تبديل كرده و درصدي دريافت مي كردند و گروه سوم  فروشندگان مواد غذايي  مانند شكلات و.. بود ند كه با خواهش و تمنا مي خواستند از آنها خريد كنيم گروه آخر نيز گدايان افغاني بودند كه تعدادشان هم  كم نبود و با سماجت انتظار كمك داشتند در مدتي كه بايد مرزباني پاسپورت مارا مهر مي كرد ما مشغول كلنجار رفتن با آنها بوديم  و جالب بود وقتي از يكي از آنهايي كه پول ايراني را به افغاني تبديل مي كرد خواستم اجازه دهد  از او عكس بگيرم  براي اين كار از من پول مي خواست .
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 21:22 توسط اسماعیل آزادی| |
میر حسین موسوی مناسب ریاست قوه مجریه نیست

این سخن گهر بار از آقای احمد توکلی و در کلام ایشان دو نکته موجود است و بر هر نکته تعمقی لازم

نکته اول این که از منظر آقایان پست ریاست جمهوری همان ریاست قوه مجریه است و جمهوری را به رسمیت نمی شناسند ونظام مطلوب آنها حکومت اسلامی است نه جمهوری اسلامی

نکته دوم :  کلام آقای دکتر را که می گویند "میر حسین موسوی مناسب ریاست قوه مجریه نیست " باید این گونه خواند :وقتی که آقای میر حسین موسوی نخست وزیر بود ما او را قبول نداشتیم چه رسد به این که بخواهد رییس جمهوری هم بشود.

اضافه بر آن دو نکته که  به شکر اندرش مزید نعمت است  این که راست می گویید   احمدی نژاد  زیبنده حکومت اسلامی است و میر حسین موسوی را عنوان ریاست جمهوری اسلامی زیبنده است و قیاس این دو مع الفارق

....و مهم آن که مردم جمهورت طلبند یا حکومت اسلامی

و باز هم اضافه این که: شما سخنگوی دولت میر حسین بودید امروز هم سخنگوی میر حسین نباشید

تعجبی ندارد اگر از میر حسین تعریف می کردید ما تعجب می کردیم

نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 14:27 توسط اسماعیل آزادی| |
از امروز بحث انتخابات را در وب قلم پی می گیریم و سفر نامه هرات را نیز می نگاریم .

امیدوارم مردم این سرزمین این بار با مشارکت خود اجازه ندهند اختیار کشور به دست کسانی بیفتد که منافع ملی را در گیر منافع قشری کنند.

و اما برای امروز

آقای کروبی گفته ا ند : اگر انتخابات دو قطبی شود احمدی نژاد پیروز می شود .

پایداری و صرافت آقای کروبی در باره ماندن در عرصه انتخابات قابل تامل است و سخن فوق الذکر ایشان نیز در باره دوقطبی شدن انتخابات منطقی و قابل تحلیل است زیرا به نظر می رسدبا توجه به شعار های مشترک کروبی و احمدی نژاد تقسیم این  آرا ء اجتناب ناپذیر به نظر می رسد  و حضور وی کاملا به نفع جریان اصلاحات است.

در واقع با این تحلیل می توان به صداقت آقای کروبی  وتعهد ایشان نسبت به جریان اصلاحات پی برد.

نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:41 توسط اسماعیل آزادی| |


دوشنبه31 فروردين امسال به دعوت كلوب ژورناليسم افغان براي شركت در كنفرانسي با عنوان" رسانه ها و انتخابات" به همراه 11 نفر از اعضاي انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران عازم سفر به هرات شديم  شهري در 120 كيلو متري ايران كه قريب يك ونيم قرن از جداييش از ايران مي گذرد.

نوستالژي سفر به هرات نوستالژي اي بود كه سالها انتظارش را كشيده بودم  از اين سفر همكاراني استقبال كرده بودند كه حسي برتر به افغانستان و بويژه به هرات داشتند.

ساعت 6 صبح در هواپيماي ايران اير در انتظار پرواز به مشهد بوديم  هواپيما كه برخاست آفتاب تازه طلوع كرده بود دماوند  با قله بلند و پوشيده از برفش زير نگاه  ما خودنمايي مي كردكوهي كه نماد افسانه هاي استوره اي ما ايرانيان استميدان خربزه در تايباد

سفر هوايي آنقدر كوتاه بود كه فرصت فكر كردن را هم به ما نداد هر چند كه سفر به هرات ياد آور سفر به تاريخ باشد اگر اين سفر يك قرن پيش بود ما بايستي ماه ها در راه مي بوديم ،منازل و كاروانسراهاي بسياري را پشت سر مي گذاشتيم اما ساعتي بعد در مشهد بوديم هواي شهر باران خورده مشهد  اين نويد را مي داد كه در هرات نيز باران باريده باشد براي رسيدن به مرز دوغارون بايد از فريمان ، تربت جام و تايباد مي گذشتيم مسيري كه از سبزي به مرغزاري مي مانست  كه در سال هاي خشك اخير به صورت آرزوي مردم اين منطقه در آمده بود دشت هاي سبز باران زده را پشت سر گذاشتيم و در پاسگاه و گمرك دو غارون پس ازانجام مراحل اداري  وارد نقطه صفر مرزي شديم.  پشت مرز صفي طويل و كيلو متري از كاميون ها و تريلرهاي ايراني و افغاني كه حامل كالاهاي مختلف با پلاك هاي بلخ و سمرقند كابل وهرات حكايت از رونق ترانزيتي جاده دوغارون به هرات داشت همين كه نقطه صفر را پشت سر گذارديم و وارد خاك افغانستان شديم تفاوت ها آشكار شد لباس ها تغيير كرد لهجه ها دگرگون شدند در فضايي خاك آلود ساختمان گمرك اسلام قلعه به گونه اي شبيه كاروانسراهاي قديمي ايران  كم كم ما را به دل تاريخ مي برد  در كنار پاسگاه مرزي دولت  آب انباري آجري وبا تعداد زيادي شير آب  با پاشوره هاي آجري ساخته است كه ظاهرا آن را با تانكر پر مي كنند كه براي شست و شو و آشاميدن مورد استفاد ه قرار مي گيرد در همان ابتدا شعار هاي بهداشتي از پايين بودن سطح بهداشت خبر مي داد.

وقتي ماموران گمرك و پليس مرزي متوجه شدند كه ما خبرنگار و مهمان كلوب ژورناليسم  شهر هراتيم رفتار بسيار محترمانه اي را ابراز كردند چرا كه رييس كلوب به همراه هياتي به استقبال ما آمده بودند....

ادامه دارد...

نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 17:10 توسط اسماعیل آزادی| |
دوستان عزيزم

چند روزي نبودم  سفر 4 روزه اي به افغانستان داشتم

سرزمين پير هرات

سفري كه دستاوردهاي فرهنگي فراواني برايم داشت

از هرات و خاطرات سفر برايتان خواهم نوشت

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 10:41 توسط اسماعیل آزادی| |