در آغاز بکی از مصاحبه ها به عنوان نخستین سوءال ازخانم دکتر رهنورد پرسیدم:
خانم دکتر ! چرا شما درس و دانشگاه را رها نمی کنید و برو ید به شوهر و بچه ها و خانه داری تان برسید ! ؟
دکتر رهنورد که از این پرسش بشدت متعجب شده بود با یک حالت کاملا معترض در پاسخ گفت:
آقای آزادی! این چه سوالی است که شما می کنید ! یعنی چی که من کارم را رها کنم برم خانه داری کنم!!
در پاسخ به ایشان گفتم : مگه نشنیده اید که آقای جنتی این هفته در نماز جمعه تهران چی گفته ؟
خانم رهنورد گفت : مگه چی گفته؟
در پاسخ گفتم: آقای جنتی به طور خیلی جدی گفته که خانم ها باید بروند به خانه داری و شوهر و فرزندانشان برسند.
بعد گفتم : خانم دکتر !شما نمی خواهید به حرف ایشان گوش بدهید؟
این آغاز مصاحبه ای بود با دکتر زهرا رهنورد در باره جایگاه زنان در جامعه امروز ایران که در آن روز ها چاپ شد و بازتاب های خوبی هم داشت.
البته خوشبختانه می بینیم که خانم دکتر در این روزهای پر فشار کاری دوشادوش مهندس موسوی عرصه انتخابات را کاملا تلطیف کرده اند و به شوهرشان هم رسیدگی می کنند . اما نمی دانم چرا اون روزا حرف آقای جنتی را گوش ندادند!
اما نگارنده همیشه دوست داشته است به تحلیل جامعه شناختی تاثیرات اندیشه ها و مانیفست این پدر و ایده الوگ بزرگ عدالت در جهان بپردازد که تا کنون هیچگاه جسارت آن را نداشته است.شاید نگاه زمینی به علی از نظر برخی به صواب نزدیک نباشد اما شناخت این تاثیرات می تواند به آسیب شناسی جامعه ای بپردازد که که علی را اسوه و مقتدای خود می داند.
به هر حال سروده کوتاه ذیل مدحی زمینی از یک شخصیت برجسته الهی است که شخصیت سیاسی و فرهنگی جامعه ایران بشدت متاثر از اوست.
ایکاش در باره شخصیت زمینی علی تحقیق می شد تا مشتاقانش براحتی می توانستند میان کلام و آرمان های او و عمل اجتماعیش تفاوت قایل شوند.
این نوشته چالش بسیار می طلبد از این رو دوستان مرا از نقد خویش بی بهره نگذارند.
علی استورهء زمانه
علی ایده آل هر زمان است
علی قله های عدل است
چه کسی توان رفتن
چه زمان توان گشتن
به چه سان به عدل دایر
به جهان و خلق و طایر
علی استورهء زمانه
علی اهل آسمان بود
علی راز شیعیان بود
ما زمینیان تشنه عدل
در میان بیشه ظلم
مگر آید آن عدالت
شاید آن زمان بی نهایت
علی استورهء زمانه
امسال پدیده ای را درتوزیع قیمه روز عاشورا دیدم که خیلی جالب وسوال انگیز بود .یک کله پاچه ای در خیابان حافظ هست که امسال ظهر عاشورا قیمه می داد البته اینکه کله پاچه ای قیمه بدهد عجیب نیست عجیب این جا بود که یک نفر عکاس در داخل کله پاچه ای ایستاده بود واز کلیه کسانی که غذا می گرفتند عکس می گرفت وجالب بود که کمتر کسی هم اعتراض می کرد برخی هم غذا را که می گرفتند از صف بیرون می آمدند ومی گفتند : "خجالت هم نمی کشند یک پشقاب برنج می دهند دست مردم سند هم می گیرند" یکی دیگه می گفت :"عکس ها را می برند نشون می دهند که ثابت کنند عاشق امام حسین هستن وبعد وام های کلان می گیرند"
یکی دیگر می گفت :"اگه بتونی ثابت کنی که روز عاشورا خرج می دهی همین ابزار ترقی وگرفتن صد تا امکان جور وا جوره"
هنوز از فکر سند سازی کردن قیمه در کله پزی بیرون نرفته بودم که دیدم در خیابان آبان جنوبی هم دارند خرج می دهند اما جالب است که بدانید این جا عکس نمی گرفتند آن ها آن قدر غذا را دیر آماده کردند تا یک صف طویل جلوی محل توزیع قیمه عاشورا تشکیل شد آن ها مدرن تر بودند واز مردمی که در صف نذری ایستاده بودند فیلم برداری می کردند غذا هم به طرفه العینی تمام شد وبسیاری که سند قیمه امام حسین را هم داده بودند دست از پا درازتر وباشکمی گرسنه ومغموم محل را ترک کردند.
او گفت:می ترسم عاشق بشم.
فکر کردم به خاطر درسه.
گفت :نه بابا می ترسم مجبور بشم باهاش ازدواج کنم.
فکر کردم از ازدواج میترسه.
گفت :نه بابا چه ترسی.
گفتم پس چی؟
گفت :میدونی ما داریم رشته علوم سیاسی می خونیم وجای ما فقط وزارت خارجه است و بس.اون جا هم که تا پارتی نداشته باشی نمی نمی تونی به پست ومقامی برسی به همین دلیل من نمی خواهم یک ازدواج عاشقانه داشته باشم.
گفتم: پس می خواهی چکار کنی.
گفت :به نظر من ما باید دنبال یک پدر زن صاحب منصب بگردیم من هم دنبال یک پدر زن می گردم که در وزارت خارجه پست داشته باشه و خرش هم بره.
اون دوست ما در آن روزها خیلی آینده نگر بود.و مثل جوان های امروز خیلی هم "رو" بازی نمی کرد .
اما امروز خیلی از پسر ها رسما به دنبال پدرزن های پولدار می گردند حالا اگر عروس خانم قشنگ هم بود که چه بهتر.
تا چند سال پیش این خانواده دختر ها بودند که برای دامادها شرط می گذاشتنداما اکنون این روند تغییر کرده پسر جوانی را می شناسم که چند خانواده دختر رسما به خواستگاری او رفته اند.
شما این فرایند را درکنار کاهش تعداد دانشجویان پسر قرار دهید بخوبی می توانید حدس بزنید که در کشور ما امید دست یافتن به درآمدهای مناسب (نه بالا) از طریق تحصیل تا چه حد است.
اگر تغییرات ترکیب جنسیتی تحصیلات و جنسیت جمعیت ومهاجرت پسرها را به این روند اضافه کنیم شاید تا حدودی بتوان آینده را تصویر کرد.
سال 77 بود ودر روزنامه صبح امروز می نوشتم.یکی از بچه های اجتماعی می گفت :در خیابان آفریقا یک آرابشگاه زنانه وجود دارد که زنان را آرایش عزا می کند .گفتم : آرایش عزا دیگر چه صیغه ای است .گفت: خانم هایی که می خواهند به مجلس ترحیم بروند برای اینکه زیباتر جلوه کنند به این آرایشگاه می روند ودر آنجا به گونه ای آرایش می شوند که مانند عروس اما سیاه پوش از دیگران زیبا تر دیده می شوند.
چندی پیش در مجلس ترحیمی بودم وقتی مجلس تمام شد وخانم ها از مجلس بیرون آمدند با خیل زنانی روبه رو شدم که هر یک زیباتر از دیگری همانند مانکن های سیاه پوش چشم ها را تسخیر کرده بودند .
ظاهرا این شیوه گسترش یافته است.
البته شکل شاد واسلامی آن را نیز در ابوالفضل پارتی ها می توان دید.آخرین مدل های لباس وآرایش را در این جا می توان یافت .
تداخل مد های غربی وسنت های مذهبی چه شود .
به نظر می رسد آداب اجتماعی مدرن که حاملان ارزشهای اسلامی با آن مخالفند در حال نفوذ در لایه های مذهبی جامعه است و تبلیغات گسترده نظام با شاید 100 شبکه تلوزیونی ورادیویی و بگیر وببند های گسترده سال های گذشته تا کنو ن ، نتوانسته اند تفییری در این روند ایجاد کنند .
