تبليغاتX
وب قلم - پیامبری مارکس
اجتماعی--سیاسی--شعر
کارگر

جهان بر گرده اش

سنگین چو کوه است

نه امروز و نه دیروز  و نه فردا

مکرر قصه ای دارد از این دست

همیشه بوده است تا غایتی هست

اگر مارکس آمد و پیغمبری کرد

مانیفستی دگرگون دولتی کرد

فروغش

با دروغ و فتنه های لابی قدرت

هم آوا شد

جهان بار دگر بر گرده پیشینیان بنشست

زداغ تازیانه های  نامردان دوران

وآن کمر ها باز بشکست

در ایرانم

به نام دین و ارزش های عالی

نه تنها کارگر

بل کارمندان

هر آن کس رانباشد 

رانت و نفتی

دمادم

رنج و محنت  درد و سختی

اگر نفتی گران باشد

برای مردم ایران

همه نانش گرانی ارمغان باشد

مهار این گرانی ها

مگر بتواان میسر شد

عدالت را کنون معنی شد امروز 

تن و  زخم فرودستان

چه خونین تر شد امروز

فضایم آنچنان مغشوش و مبهم می نماید

مگر بر کارگر نانی مهیا باشد امروز  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:8  توسط اسماعیل آزادی  |